{"title":"ادبیات","description":"","products":[{"product_id":"khak-wa-khon","title":"خاک و خون","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eشادی؛ درامهایست که پایان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eغم؛ فیلمنامهایست که جریان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eشهریست از چهارطرف در حصارِ مرگ\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eهرگوشه را جنازهی انسان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eتا مغزِ استخوان نخورد ول نمیکند\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eخیرهسگی که لاشه بهدندان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eاینجا اگر که شاخهگلی سر کشیدهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eاز خاک و خونِ پیر و جوان جان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eدر ارتکابِ جرم تردد نمیکند\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eاو از خدای خویش که فرمان گرفتهاست!\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eما را زمانه صد رقم آزار میدهد\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eبر دیگران اگرچه که آسان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eچندیست در محلهی ما «گور کندن» است\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eشغلی که بد رقم سر و سامان گرفتهاست\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"مسیح سیامک","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43933739515990,"sku":null,"price":20.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_18_2026-02-18_20-04-01_57859c10-33f4-4ad6-b56a-024522f57f91.jpg?v=1771474414"},{"product_id":"ganji-dar-sineh-khak","title":"گنجی در سینۀ خاک","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eسیدنادرشاه کیانی یکی از شاعران عارف و یا میتوان گفت یک عارف شاعر است که در دوران معاصر زندگی میکرد. دوران زندگی سیدنادرشاه کیانی، برابر است با بحرانهای سیاسی افغانستان، دوران آوارهگی در عصر امیر عبدالرحمنخان، دوران تبعیدی امیرحبیب اللهخان و امارت اماناللهخان وحکومت کوتاه مدت حبیباللهکلکانی (بچۀ سقاو) و دوران جنگ او با نادرخان در کابل، پکتیا و قندهار و دوران حکومت چهل سالۀ محمد ظاهرشاه.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eاو که رهبر مذهبی مردم اسماعیلیۀ افغانستان بود، درطول زندگی 75سالهاش فراز وفرودهای زیادی را تجربه کرد، از تبعیدها و سفرهای ناخواسته شروع تا نظربندشدن درکابل. به هرحال جوانی وی همزمان بود با پادشاهی امیراماناللهخان، که یک شاه روشنفکر، مشروطه خواه ومردم دوست بود. او که برای تمام ساکنین این سرزمین حقوق مساوی قایل بود، با جلوس به تخت شاهی، فرمان لغو تبعید شدگان را از طرف حکومت صادر کرد و خانوادۀ سید نادرشاه کیانی با استفاده از همین فرمان دوباره به کابل برگشتند. بعد از روی کارآمدن حبیباللهکلکانی، دوباره به بهسود فراری شده و تا پایان دورۀ فرمانروایی او در همان جا زندگی میکرد.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"دکتور فریبا فرحت سیفی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43933857284182,"sku":null,"price":18.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_14_2026-02-18_20-04-01.jpg?v=1771474032"},{"product_id":"mangana","title":"منگنه","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eاز همان دَم که استاد خبر شکست مأموریت خود را تیلفونی به گوش شیخ رسانده، جهان جلو چشم شیخ تیره و تار است. دیگر یادهای شاد گذشته، شادش نمیسازند. در درونش بینظمی غریبی برپا ست؛ احساس میکند که ذهن و عواطف یکپارچهاش در حال پاره شدن به دو جناح متضاد است. نیمی از ذهنش با دلسوزی در کنارش باقی مانده ولی نیمۀ دیگرش نیشتری شده که گاه و ناگاه با گپهای خُرد و ریزه آزارش میدهد. نیمۀ وفادارش، به گذشتهها سفری میکند، دفتر یادهایش را میگشاید، ورق میزند، سندهای بُردش را در دهها انفجار و ناآرامی، جلو چشمش قطار میچیند، میگوید: «چه دست زیر الاشه نشسته چُرت میزنی، اینها را ببین! تو پیام الله را به اقصای عالم میرسانی. معبود حقیقی را هیچکس عاشقانهتر از تو نپرستیده است. بنده چه میفهمد، شاید آن روز هم فرا برسد که ببینی از مهربانی ذات الله، فرمانروای کل عالم شدهیی.»\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"قدیر حبیب","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43938828320854,"sku":null,"price":35.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_39_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771547892"},{"product_id":"hayolaye-moghadas","title":"هیولاهای مقدس","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eدر جغرافیایی که خشونت سنتی و مذهبی در هر طرف چون آتشفشان هولناک فوّاره میزد، و این خشونت، مانند طوفان سهمگین غرش میکرد و مانند سیل بیکران، ویرانگری مینمود، زنی نگونبخت اما با ظاهری زیبا، مخصوصاً چشمان خماریِ آبی، اندام لاغر و پوست سفید، قد بلند و موهای سیاهی که بعد از پنج سالگی هیچ مردی آن را ندیده بود، در حال دردکشیدن بود. تاریکی شب بیرحمانه همهجا را سیاه و تار کرده بود و هیچ اثری از مهتاب نبود. فقط ستارههای کوچک با بیرمقی کمی خودنمایی و دلبری میکردند؛ اما توان تغییر سیاهی را به سوی روشنایی نداشتند. اینها همه برای مردم روستا عادی و ایدهآل بود. تنها صدایی که در روستا شنیده میشد، صدای زوزۀ سگهای گرسنه و سگهای سیرِ رمه بود.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"عارف معصوم‌زاده","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43938895200342,"sku":null,"price":20.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_37_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771549763"},{"product_id":"yadat-bashad-hanoz","title":"یادت باشد هنوز منتظرتم","description":"\u003cp\u003eدر بیرون حویلی ما یک درخت بسیار بلند است که تنهاش از اتاق نشیمن معلوم میشود. پیش از آمدن طالبان، پدرم با طناب روی شاخههایش گاز بسته بود و من و دختران همسایه تا تاریکیهای شام در آن گاز میخوردیم. اما بعد از آمدن طالبان که بیشتر همسایهها مهاجر شدند، نه خواهرخواندهای دارم، نه همبازیای. این روزها حتی از همین درخت هم میترسم. وقتی در اتاق نشیمن روی تختهسیاه، سؤالهای ریاضی حل میکنم یا املا مینویسم، فکر میکنم که این درخت تمام حرکاتم را زیر نظر دارد؛ میترسم که اگر طالبی از کوچه بگذرد، او راز درسخواندنم را برایش فاش کند.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eکی فکرش را میکرد که در سیزدهمین سالروزتولدم، در تهکَوی خانه بنشینم، شمعی روشن کنم و با خودم فکر کنم هیچکس تولدم را به یاد ندارد؟ راستش چطور ممکن است کسی آن را به یاد داشته باشد، وقتی من از کلکینچهی تهکوی مادرم را میبینم که به آشپزخانه میرود و بیرون میشودو چیزی برای پختن پیدا نمیکند. بالأخره کمی دالنخود پیدا میکند و همان را هم باید بدون پیاز و روغن برای شب بپزد. پدرم همیشه میگوید: در آن جویی که آب رفته، باز هم آب خواهد رفت.\u003c\/p\u003e","brand":"خالده درویش","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43938918793302,"sku":null,"price":17.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_32_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771550238"},{"product_id":"tamasha-ba-cheshme-basta","title":"تماشا با چشم بسته","description":"\u003cdiv class=\"elementor-element elementor-element-484f6b1 elementor-widget elementor-widget-woocommerce-product-content\" data-id=\"484f6b1\" data-element_type=\"widget\" data-e-type=\"widget\" data-widget_type=\"woocommerce-product-content.default\"\u003e\n\u003cdiv class=\"elementor-widget-container\"\u003e\n\u003cp\u003eدشوار است همه چشمدیدهایم را نکتهنکته یادآور شوم، ذهن آنقدر هم یار قلم نیست اما قصه قصهی ماتم تلخیست در مرگ انسانیت. فریادی که از گلوی حقیقت بیرون میجهد و دریایی که هیچ سدی نمیتواندش آرام. شاید این روایت در مواردی با قواعد رسمی داستاننگاری سازگار نباشد اما چه میتوان کرد؟ نمیشد برای آراستن ظاهر، جان حقیقت را فدای ساختار کرد. نمیخواهم کلمات زیر سایهی احساساتیبرخوردکردنها سرد شوند و واقعیت چادر افسانه بر سر کشد. خوب است برویم به روایتی از هزارسال رنج در دو ماه کنج زندان.\u003c\/p\u003e\n\u003c\/div\u003e\n\u003c\/div\u003e","brand":"حسیب احراری","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43941639258198,"sku":null,"price":16.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_33_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771631885"},{"product_id":"bagh-ariubarzanha","title":"باغ آذریون‌ها","description":"\u003cp\u003eپایهایم کشتزارِ زخمۀ ساطور هست\u003cbr\u003eجنگلِ نارنج، صد فرسنگ از من دور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمن که عمری انتظار باغ روشن میکشم\u003cbr\u003eباغ آذریونها پشتِ شبِ دیجور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمنزل دوری که من امروز طی باید کنم\u003cbr\u003eروستای روشنِ افرشته گانِ نور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر خیابانهای خاکی نیست جز خیل گدا\u003cbr\u003eجادهها لبربز پایِ آدمِ مجبور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eسیب باغی، تازه گل کردست و میگرید کسی\u003cbr\u003eممکن او رشکِ پری یا گریههایِ حور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eخانۀ پروانههای یادِ آتشگاه دور\u003cbr\u003eکاسۀ خالیِ سر نه، کاسۀ تنبور هست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمرغهای خانگی! مجموعۀ مرغابیان!\u003cbr\u003eپرسه در آفاق، بر باز و هُما دستور هست!\u003c\/p\u003e","brand":"عبدالفهیم فرند","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43941653184598,"sku":null,"price":16.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_30_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771633064"},{"product_id":"gorestan-sare-tapah","title":"گورستان سر تپه","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eفضای مسلط بر این رمان استعارهای از زندگی مردمِ زادگاهم شهرستان اشکاشم است. یا به تعبیر دیگر، تکههایی از این رمان با دردهای آنها بخیه خوردهاست. بنابراین، رمان گورستان سر تپه را پیشکش میکنم به آنها و تمام آدمهایی که به خاطر خوببودن محکوم و محروماند.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"رویین رهنوش","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43943466991702,"sku":null,"price":30.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_27_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771706574"},{"product_id":"dar-paiyakhte-andoh","title":"در پایتخت اندوه جهان","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eبرایت درد سرهای زیادی\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eدرست کردهام، نه؟\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eحالا مجبوری کنار پنجره\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eیا لب دریا بنشینی\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eبه چیزهای زیادی فکر کنی\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eمثلاً به خوبیهای خود\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eبه بدیهای من\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eو به ماهیانی که به قُلاب میافتند\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eمثل تو که به قُلاب من افتادهای!\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"محمدجان آریا","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43943488618582,"sku":null,"price":12.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_22_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771707738"},{"product_id":"bargereftehaee-az-ketab","title":"برگرفته‌هایی از کتاب: «از اسکیتا تا هند- آریایی‌های قدیم: افسانه‌ها و تاریخ»","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eاین کتاب یکی از بهترین و وزینترین کتابهایی است که تا کنون در باره آریاییها، ایرانیها و هندیها به رشته نگارش در آمده است. نویسندگان کتاب از بزرگترین و بنامترین هندشناسان و ایران شناسان جهاناند. کتاب دست داشته بر پایه صدها کتاب و مقاله و دادههای علمی- اکادمیک، آثار موزهها و کتیبههای باستانی هند و ایران و آسیای میانه و روسیه و با به کارگیری از پیچیدهترین روشهای علمی در باره موضوع مورد نظر نگاشته شده است و به رغم آن که از چاپ آن بیش از سه دهه آزگار میگذرد، بی تردید یکی از سنگینترین آثار در زمینه است.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eکتاب وزین «از اسکیتیا تا هند: آریاییهای قدیم- اسطورهها و تاریخ» که اکادمیسین بونگارد- لوین یکجا با داکتر ادوین گرانتوفسکی نوشته بودند، شهکار بی نظیری در زمینه تاریخ باستان است که چند بار جمعا در هشتاد هزار نسخه به چاپ رسیده است.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"پروفیسور داکتر ادوین گرانتوفسکی، پروفیسور داکتر بونگارد- لِوِین","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":43943493632086,"sku":null,"price":18.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_21_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771707959"},{"product_id":"zan-dan","title":"زَن\/دان","description":"\u003cp\u003eاین بغضهایِ در رحِمم بقچه بقچه چیست؟\u003cbr\u003eدکتر به رنجِ تازهی من گفته بود: «کیست»\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمادر خطاب میکنیاش، گاه همسرت\u003cbr\u003eاما جدای نسبتتان، زن خودش چه؟ کیست؟\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبیرونِ در محجبه، در خانه لختِ شرم\u003cbr\u003eآدم نگو به زن، تو بگو نوعی از دوزیست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمردی اگر کنار غزلهای من نخواب\u003cbr\u003eمردی اگر مقابل افکار من بایست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمن ساکتم مقابلِ فریاد هر شبت\u003cbr\u003eاین ضعف نیست عشق من، این بیتفاوتیست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eمیخواست شاد زاده شود این غزل ولی\u003cbr\u003eآن شب به جایِ نطفه، پدر در رحم گریست\u003c\/p\u003e","brand":"لیلا زمستان","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44008233762902,"sku":null,"price":15.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_19_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771792580"},{"product_id":"marge-sood-khur","title":"مرگ سودخور","description":"\u003cdiv class=\"elementor-element elementor-element-484f6b1 elementor-widget elementor-widget-woocommerce-product-content\" data-id=\"484f6b1\" data-element_type=\"widget\" data-e-type=\"widget\" data-widget_type=\"woocommerce-product-content.default\"\u003e\n\u003cdiv class=\"elementor-widget-container\"\u003e\n\u003cp\u003eمن در سالهای 1312 هجری که طلبهی مدرسههای بخارا به شمار میرفتم، بیباششگاه ماندم و در بخارا که تقریباً صد در مدرسهی کلان و قریب همینقدر مدرسهی خرد داشت، برای من حجرهی قابل استقامتی به زودی یافت نشد. زیرا هرچند همهی مدرسههای بخارا رسماً وقف بوده، خرید و فروش آنها از روی شریعت روا نباشد هم در زمانهای آخر با فتوای علمای دین که در مسئلههای دینی حیلههای شرعی را به کار میبردند، همهی حجرههای مدرسهها به طرز خرید و فروش ملک خصوصی شده بدست آدمان پولدار افتاده بود و طلبههای فقیر در جای استقامت یافتن به دشواریها میافتادند.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر همان روزهایی که در جستجوی حجره بودم یکی از دوستانم با راه مصلحت به من گفت:\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003e– «قاری اشکمبه» نام یک کس هست که چند در حجرهی زر خرید دارد، اگر از وی پرسی، شاید یکی از حجرههایش را به تو به عاریت بدهد.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبا شنیدن این مصلحت آن دوستم دقت من از حجره دادن یا ندادن آن آدم زیادتر بنام او کشیده شد.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر حقیقت هم این نام خیلی غلطی بود، من میدانستم که خلتهی معدهی حیوان را که در آنجا خوراکِ خورده شده جمع میشود، «اشکمبه» مینامند.\u003c\/p\u003e\n\u003c\/div\u003e\n\u003c\/div\u003e","brand":"صدرالدین عینی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44008435810390,"sku":null,"price":20.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_14_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771792782"},{"product_id":"yadwarehaye-areef-chahabi","title":"یادواره‌های عارف چاه‌آبی","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eتألیف، تدوین و ترجمه در بخشهای ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است زیرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا میکنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلفشان قرار میگیرند.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eهر اثری که حلۀ چاپ مییاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eسال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاهآب پدرود حیات گفت.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eعبدالله عارف نهتنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پتهکیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدلخوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخنسرای بیبدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eهستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحتها از چاپ بازماندهاست، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت میگویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eچو نیست اهل قناعت نمیشود قانع\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eبهانهجو بهکجا بیبهانه میماند\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"محمد ابراهیم چاه‌آبی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44009191538774,"sku":null,"price":36.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_15_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771793425"},{"product_id":"khaterat-zafar-hasan","title":"خاطرات ظفرحسن آیبک","description":"\u003cp\u003eاینجانب زمانی که بعد از 34 سال جلا وطنی در سال 1949م به لاهور آمدم، برخی از دوستان مخلص استاد بزرگوارم مولانا عبیدالله صاحب سندی برایم گفتند، آن اوضاع و حالاتی را که من در شرف معیت مولاناصاحب بودم، به رشتهی تحریم درآورم، اما من به خاطر برخی ملاحظات سیاسی و یک سلسله اهداف دیگر، از نگارش این مورد امتناع ورزیدم؛ ولی برای آن دوستان، برخی از آن دیدارها را حکایت کردم و از ایشان خواستم این حرفها را در حیات من به دست نشر نسپارند.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eزمانی که دوباره به ترکیه عودت کردم، برخی از دوستان اصرار نمودند که بایست زندگینامهی خویش را در سلک تحریر کشم. من تا حدی به این پیشنهاد، اظهار رضایت نمودم و از برادر عزیز و محترم خویش مرحوم میا محمودالحسن که به من چون پدر مرحومم شفقت دارند، تقاضا کردم تا برخی اسناد و اطلاعات را در دسترسم قرار دهد تا در روشنایی آن، تاریخ دقیق رویدادها را به صورت درست آن، قید کنم. با وجود آن از ذکر برخی رویدادها، به اساس همان بیم قبلی، دست نگاه داشتم.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر 28 دسمبر 1958م آتشهی مطبوعاتی سفارت پاکستان آقای شریفالحسن به منزل من جهت صرف چای تشریف آورد و با شنیدن داستان زندگی من، از من خواست آن اوضاع را قلمبند کنم و مسأله را وضاحت دهم. موصوف با اصرار زیاد یادآور شد که حداقل به خاطر خدمت تاریخ، آن رویدادها را به رشتهی تحریر کشم، اما نشر آن را تا زمان مرگ به تعویق اندازم.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eحرفهای او بر من اثر گذاشت و من به نگارش حالات زندگی خویش آماده گردیدم. اگر آن‎چه از نوشتهی من سودی به کشورم عاید بگرداند و یا تحریر این حوادث، به آن تلاشهای خستگیناپذیری که مسلمانان انقلابی شبهقارهی هند در راه آزادی انجام دادند، روشنی بیفگند، هدف من برآورده مى‏شود و باعث اطمینانم مى‏گردد.\u003c\/p\u003e","brand":"ظفرحسن آیبک","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44010022961238,"sku":null,"price":35.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_12_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771794155"},{"product_id":"taghzal-dar-paeez","title":"تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل","description":"\u003cp\u003e«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eپاییز با تمام وجود از تو گفته است\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبا روسری زرد، سرود از تو گفته است\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس تو را به جان غزلهای تر بگو\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس جهان کوچک من چشمهای توست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eاندوه مهربانی من خشمهای توست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eاین روزها گرفته هوا شاعرانه نیست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبا هرغروب میروم از کوچه دورتر\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eاز شهر دور میشوم، از کوچه دورتر\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eاین بیتهای لال به فریاد آمده\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس بدون روسریات باد آمده!\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eآنسوی دردهای سرم راه میروم\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eتا وادی ملایک و ارواح میروم\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eگم میشوم میان مه و تیرگی شام\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eتا میرسم به آخر این بیت ناتمام\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eپاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»\u003c\/p\u003e","brand":"نورمحمد فراندیش","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44010438950998,"sku":null,"price":15.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_10_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771794564"},{"product_id":"yek-beshqab-andoh","title":"یک بشقاب اندوه موزیکال","description":"\u003cp\u003eدر نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eاز وحشت پیآمد احساس مجبوری\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبیرون شدن از چارچوب بغض و دلشوری\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eنفرین بهریش شیخها و شحنهها کردن\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eلعنت بهسال آخر دوران جمهوری\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003e \u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eپای گریزت نیست از کابوسهای بد\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eراه گره افتاده با تعلیق و واپسها\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eچون داستان باد و رعد و سیب نارسها\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eشهر صعود دارها، سلّول محبسها\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eفصل نزول زامبیها، فصل کرکسها\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eسرکوبیات را، مردنت را، اعتراضت را\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eوقتی تو را بلعیده اوضاع مثلثها\u003c\/p\u003e","brand":"رجب رضوان","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44010884628566,"sku":null,"price":15.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_6_2026-02-19_19-23-04_498a9e28-2995-4f34-8f33-56e9c685e65f.jpg?v=1771794974"},{"product_id":"be-range-khushk-sali","title":"به رنگ خشک سالی","description":"\u003cp\u003eپژمردهتر از شکستهبالی\u003cbr\u003eدر دامن شهر پر ملالی\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eبیحال و کرخت، میتوان گفت:\u003cbr\u003eخود را زدهای به مرگحالی\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدلتنگ زمان بچهگیها\u003cbr\u003eدلتنگ زمان بیخیالی\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eپر میکشد از نگاه سردش\u003cbr\u003eپروانه به رنگ خشکسالی\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eفنجان امید زندگی را\u003cbr\u003eپاشیده به پای احتمالی\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eچون میگذرد مگو غمی نیست\u003cbr\u003eدرگیر هزار خانهخالی…\u003c\/p\u003e","brand":"سیدحسن خوش‌دل","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44011136516182,"sku":null,"price":15.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_7_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771795140"},{"product_id":"amwaj-wahshi","title":"امواج وحشی و پنجۀ نور","description":"\u003cp\u003eاین شاعر توانا و ترانهسرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریهی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکدهی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجهی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبانگیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003e«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالبهای گوناگون از شیوههای کهن و نو به یادگار گذاشت.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eدر سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزلآمیز استاد بود. شعرهای او دارای درونمایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشههای ترقیخواهانه مایه میگیرد. سرودههایش چندینبار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eشمسالدین مسرور آوازخوان شناختهشدۀ کشور که شهرت هنریاش را مرهون تصنیفهای زیبای «ازهر فیضیار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان میدارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجوداند. یکی از درامهایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.\u003c\/p\u003e","brand":"احمدشاه ازهر فیض‌یار، پروفیسور غلام‌حسین فرمند","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44011688099926,"sku":null,"price":16.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_3_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771795578"},{"product_id":"shaparak-haye-sefid","title":"شاپرک های سفید","description":"\u003cp\u003eاواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمانهای بلند تیره در خلأ خود خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زدهبود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانیاش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزهاش مشخص نبود. فقط میخواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را میخواست بفهمد.\u003c\/p\u003e\n\u003cp\u003eآن شب را مثل همیشه آرام و بیسروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بیرنگ در ظرف شیشهای داخل سرش در حال تکاپو بودند. میخواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.\u003c\/p\u003e","brand":"مریم کاظمی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44012883345494,"sku":null,"price":12.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_4_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771796856"},{"product_id":"chalbi-nameh","title":"چلبی نامه","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003e«چلبینامه» پژوهشیست از نویسنده و کتابشناس نخبهی کشور، زندهیاد استاد «نیلاب رحیمی» و دستآورد سالها کوشش وی در راستای شناخت و بررسی تأثیر «حسامالدین چَلَبی»؛ آن جانِ آگاه بر روان خداوندگار بلخ، حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی که اگر توجه ویژهی وی نبود، امروز کتابی بهبزرگی «مثنوی معنوی» پدید نمیآمد و آسمان ادبیات عرفانی در حوزهی زبان پارسی بی تکستاره میماند.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eدر بسیاری از آثاری که تا کنون در پیوند به مولویشناسی و مثنویمعنوی نگارش یافته است، بیشتر پژوهندهگان در بارهی پیوندِ محوری مولانا با «شمس» سخن گفتهاند؛ اما کمتر پژوهندهای در مورد زندگی و میزان تاثیرگذاری حسامالدین چلبی بر مولانا پرداختهاست.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eبیگمان حسامالدین چلبی بر بنیاد گفتههای مولانا، انگیزهای برای خلق مثنویست؛ مردی که در زمان پسامولوی سکاندار کشتی معرفتشناسی و روش «مولویه» است و هم اوست که با آگاهی کامل میراثدار فکری مولانا در حوزهی مولاناشناسی پنداشته میشود.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eچلبینامه در واقع تلاشیست ویژه برای شناخت از حسامالدین چلبی آن یار خانقاه و خرابات مولانا که به زاویههای گوناگون شخصیت چلبی پرداختهاست.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"نیلاب رحیمی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44013126844502,"sku":null,"price":16.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_1_2026-02-19_19-23-04.jpg?v=1771797077"},{"product_id":"abou-shokur-balkhi","title":"ابوشکور بلخی","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eاین کتاب دایر به روزگار، آثار، اهمیت و ارزش میراث برجایمانده یکی از شاعران برجسته همزمان استاد رودکی، حکیم ابوشکور بلخی معلومات میدهد. مؤلف بار اول محتوای اشعار ابوشکور را از نقطه نظر ارزشهای احیای ادبیات دوران سامانیان به بررسی گرفته، ارزش هنری، ادبی و اخلاقی آثار این شاعر حکیم را با دلیلهای معتمد ثابت نمودهاست. این تدقیقات نخستین ماناگرافی نسبتاً مکمل و جامع در بارۀ ابوشکور بلخی بوده، برای دانشجویان رشتۀ فیلالاگی فیلولوژی، لغتشناسی، متنشناسی و محققان و ادبیاتشناسان مفید خواهد بود.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"انظورت ملکزاد","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44013725220950,"sku":null,"price":15.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_26_2026-02-18_20-04-01.jpg?v=1771797433"},{"product_id":"az-ein-dokan-qand","title":"از این دکان قند","description":"\u003cp\u003e\u003cspan\u003eعبدالله عارف چاه‌آبی بین سالهای ۱۲۶۰-۱۳۲۲ خورشیدی زنده‌گی کرده‌است. زادگاه عارف را دهکدۀ تخن‌آباد، شهرستان چاه‌آب، استان تخار می‌گویند. از سن پانزده ساله‌گی با فن شریف شاعری آشنا و از آن به بعد؛ حتا، تا سال‌های پایانی زنده‌گیاش که خواری، نداری و نابینایی به یکباره‌گی سراغ جان عزیز و طبع لطیف این مهم آمدند، دست از دامن این هنر گرامی رها نکرده و به نوازش و پرورش فرشتۀ الهام پرداخته است.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eنخستین‌بار دیوان شعرهای عارف توسط محمد ابراهیم چاه‌آبی در سال 1373 خورشیدی گردآوری، چاپ و نشر شد که ما دست این مؤلف ارجمند و گرامی را به گرمی می‌فشاریم. تحمل بیشتر از ده سال رنج و ریاضت ایشان بود که امروزی‌ها عارف می‌دانند و عارف می‌شناسند.\u003c\/span\u003e\u003cbr\u003e\u003cspan\u003eمجموعۀ شعری از این دکان قند دربرگیرندۀ تقریباً صد شعر موزون در قالب‌های متفاوت است که توسط ادهم کاوه و مسیح سیامک از دیوان شاعر انتخاب شده‌اند. این مجموعۀ شعری پُربار به دوستداران شعر و ادبیات پارسی تقدیم میشود.\u003c\/span\u003e\u003c\/p\u003e","brand":"عارف چاه‌آبی","offers":[{"title":"Default Title","offer_id":44015248932950,"sku":null,"price":23.0,"currency_code":"CAD","in_stock":true}],"thumbnail_url":"\/\/cdn.shopify.com\/s\/files\/1\/0678\/2002\/7990\/files\/photo_67_2026-02-18_20-04-01.jpg?v=1771798844"}],"url":"https:\/\/diyarbooks.com\/collections\/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa.oembed?page=2","provider":"Diyar books","version":"1.0","type":"link"}