فرشته مهدی
بر بالهای سقوط
بر بالهای سقوط
بارگذاری موجودی دریافت ممکن نبود
نویسنده: فرشته مهدی
برگآرایی: حمید دلبان٬ زهرا صالحنژاد
نوبت چاپ: چاپ اول٬ 1402
تعداد صفحه: 452
قطع: رقعی
فکر میکردم اگر از افغانستان خارج شوم، حالم بهتر میشود. اگر ذبیح را ببینم، غمم به پایان میرسد؛ اما انگار قرار نیست اینطور بشود. گویی قدرت تلخی دوران جاماندنم در کابل، آنقدر زیاد است که ذوق دیدار دوبارهی او را تحت تأثیر قرار داده و کمرنگ کرده است. ای کاش میشد حتی برای لحظهای آن بخش از حافظه را پاک کرد. کاش میشد برای لحظهای احساسات را تحت فرمان آورد. اگر چنین میشد، امروز میتوانستم در این لحظه از زندگی، در چنین شرایطی، از لحظهلحظهی آن لذت ببرم و همانگونه که تصور میکردم، امروز میتوانست روز شیرین و دلپذیری باشد؛ اما… آه! چه کنم که هیچچیزی در تصرف من نیست؛ نه احساسات، نه حافظه، نه زندگی و نه هیچچیز دیگر! فرقی نمیکند که کجا هستم و در حال انجام چه کاری؛ خاطرات مدام تکرار میشوند و ذهنم را درگیر میکنند. حالا گویی دوباره دارم از اول شروع میکنم.
اشتراک گزاری
