پرش به اطلاعات محصول
1 از 1

حکیم سروش

فروپاشی

فروپاشی

قیمت معمولی 900.00؋
قیمت معمولی قیمت تخفیف 900.00؋
تخفیف فروخته‌شده
تعداد

نویسنده: حکیم سروش

برگآرایی: حمید دلبان

نوبت چاپ: چاپ اول٬ 1403

تعداد صفحه: 308, صفحه

قطع: پالتویی

آن روز اگر تیر نمی‌خوردم و پایم زخم برنمی‌داشت، حالا به مقصد رسیده بودم؛ جایی که سزاوارش هستم. اما گویی بخت با من یار نبود که تیر خورم و به اینجا آورده شدم. شاید هم بخت با من یار بود که فقط زخمی شدم و به سرنوشت همراهانم گرفتار نشدم. سپاسگزار این مرد شریف هستم که به امان خدا رهایم نکرد. اینجا آورد تا مداوایم کند.
وقتی تیر خوردم، از جایم تکان نخوردم. خود را کنار سنگی گرفتم و صبر کردم. صبر کردم که روز بگذرد و تاریکی از راه برسد. شب هنگام سینه‌خیز و لنگ‌لنگان از مرز گذشتم. صبح روز بعد، با پیرمردی روبه‌رو شدم؛ پیرمردی که اهل همین روستا است و ترک است. وقتی مرا در آن حال دید، به گمانم دلش به حالم سوخت. زیر بغلم درآمد و کمکم کرد. بدرقم جراحت برداشته بودم. چیزی نمانده بود که پایم را از دست بدهم.
صدایی رشتۀ خیالاتم را برهم میزند. سر می‌چرخانم و به بیرون نگاه میکنم. صدای سازی به گوشم میرسد. آه! خیلی گوشنواز است. چند روز است از جایم تکان نخوردهام. خیلی دلم میخواهد ببینیم بیرون چه خبر است. برمی‌خیزم. آخ! این درد لعنتی از پایم دستبردار نیست. درد طاقت‌فرسا در پایم جان می‌گیرد و به دو سمت خیز برمیدارد. درد را تحمل میکنم و لنگ‌لنگان خودم را کنار پنجره میرسانم.

مشاهده جزئیات کامل