ظفرحسن آیبک
خاطرات ظفرحسن آیبک
خاطرات ظفرحسن آیبک
بارگذاری موجودی دریافت ممکن نبود
نویسنده: ظفرحسن آیبک
مترجم: فضلالرحمن فاضل
برگآرایی: حمید دلبان، زهرا صالحنژاد
نوبت چاپ: چاپ اول٬ 1403
تعداد صفحه: 568, صفحه
قطع: رقعی
اینجانب زمانی که بعد از 34 سال جلا وطنی در سال 1949م به لاهور آمدم، برخی از دوستان مخلص استاد بزرگوارم مولانا عبیدالله صاحب سندی برایم گفتند، آن اوضاع و حالاتی را که من در شرف معیت مولاناصاحب بودم، به رشتهی تحریم درآورم، اما من به خاطر برخی ملاحظات سیاسی و یک سلسله اهداف دیگر، از نگارش این مورد امتناع ورزیدم؛ ولی برای آن دوستان، برخی از آن دیدارها را حکایت کردم و از ایشان خواستم این حرفها را در حیات من به دست نشر نسپارند.
زمانی که دوباره به ترکیه عودت کردم، برخی از دوستان اصرار نمودند که بایست زندگینامهی خویش را در سلک تحریر کشم. من تا حدی به این پیشنهاد، اظهار رضایت نمودم و از برادر عزیز و محترم خویش مرحوم میا محمودالحسن که به من چون پدر مرحومم شفقت دارند، تقاضا کردم تا برخی اسناد و اطلاعات را در دسترسم قرار دهد تا در روشنایی آن، تاریخ دقیق رویدادها را به صورت درست آن، قید کنم. با وجود آن از ذکر برخی رویدادها، به اساس همان بیم قبلی، دست نگاه داشتم.
در 28 دسمبر 1958م آتشهی مطبوعاتی سفارت پاکستان آقای شریفالحسن به منزل من جهت صرف چای تشریف آورد و با شنیدن داستان زندگی من، از من خواست آن اوضاع را قلمبند کنم و مسأله را وضاحت دهم. موصوف با اصرار زیاد یادآور شد که حداقل به خاطر خدمت تاریخ، آن رویدادها را به رشتهی تحریر کشم، اما نشر آن را تا زمان مرگ به تعویق اندازم.
حرفهای او بر من اثر گذاشت و من به نگارش حالات زندگی خویش آماده گردیدم. اگر آنچه از نوشتهی من سودی به کشورم عاید بگرداند و یا تحریر این حوادث، به آن تلاشهای خستگیناپذیری که مسلمانان انقلابی شبهقارهی هند در راه آزادی انجام دادند، روشنی بیفگند، هدف من برآورده مىشود و باعث اطمینانم مىگردد.
اشتراک گزاری
