نورمحمد فراندیش
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
بارگذاری موجودی دریافت ممکن نبود
نویسنده: نورمحمد فراندیش
برگآرایی: حمید دلبان، زهرا صالحنژاد
نوبت چاپ: چاپ اول٬ 1403
تعداد صفحه: 88, صفحه
قطع: رقعی
«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد
نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد
پاییز با تمام وجود از تو گفته است
با روسری زرد، سرود از تو گفته است
نرگس تو را به جان غزلهای تر بگو
در خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو
نرگس جهان کوچک من چشمهای توست
اندوه مهربانی من خشمهای توست
این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست
نرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست
با هرغروب میروم از کوچه دورتر
از شهر دور میشوم، از کوچه دورتر
این بیتهای لال به فریاد آمده
نرگس بدون روسریات باد آمده!
آنسوی دردهای سرم راه میروم
تا وادی ملایک و ارواح میروم
گم میشوم میان مه و تیرگی شام
تا میرسم به آخر این بیت ناتمام
پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست
نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»
اشتراک گزاری
