صدرالدین عینی
یادداشت ها
یادداشت ها
بارگذاری موجودی دریافت ممکن نبود
نویسنده: صدرالدین عینی
برگآرایی: حمید دلبان، شافلان
نوبت چاپ: چاپ اول٬ 1403
تعداد صفحه: 260, صفحه
قطع: رقعی
صدرالدین عینی (1878- 1954م)، از بزرگترین ادیبان زبان فارسی تاجیکی، نویسنده، شاعر، روزنامهنگار و پژوهشگر برجستهی ورارودان، امارت بخارا و تاجیکستان شوروی است. عینی در روستای ساکتری واقع در امارت بخارا متولد شد. پدرش سیدمراد خواجه، یکی از کشاورزان باسواد روستا، با توجه زیادی که به آموزش و پرورش فرزندانش داشت، در رشد فرهنگی عینی نقش مهم و بنیادی ایفا کرد. عینی سواد ابتدایی را در مکاتب خانگی روستا فرا گرفت. زندگی عینی در آغوش گرم خانواده زیاد دوام نکرد چون پدر و مادر او چهل روز بعد از ابتلا به بیماری وبا (1889م)، که بخارا و اطراف آن را فرا گرفت، درگذشتند. مرثیهی منثور عینی در فقدان عزیزانش که در کتاب یادداشتها آمده است، توسط محقق روسی بنام براگینسکی به عنوان برجستهترین مثال غزل منثور یاد شده است.
عینی با ورود به بخارا، چشمدیدها و تجربههای زیستهی خود را از این شهر، در یادداشتهایش به تصویر میکشد. او برای گذران زندگی تحصیلی و رفع احتیاجات خود در شهر بخارا، به انواع مشاغل چون خدمتکاری در منازل و حجرهها تن میدهد. او در قسمتی از کتاب «یادداشتها» چنین مینویسد:
با همان لباسهایی که از صحرا پوشیده بودم، خدمت میکردم… هنوز بیمسحی بودم و کفش سرپایی محلی آبگذرم کیها دریده رفته بود که پنجههای پایم از نوکش برآمده میایستاد. در وقتهای باران و برف و لایگری با وکیل خرج روزی چند بار به بازار با همان کفش میبرآمدم که خریدهای او را برداشته بیارم. با آن کفش در کوچههای بیسنگفرش و بیپیادهگرد بخارا راه رفتن بسیار دشوار بود، گاهاً یک پای آن کفش در لای بند شده از پایم جدا گردیده از خودم یک قدم پس میماند… رفته رفته کار به جایی رسید که در کوچههای پر لای کفشهایم را از پا کشیده به دست گرفته از دنبال وکیل خرج پابرهنه میدویدم (ص 356).
اشتراک گزاری
